حـــوت غمـــــــگین
بیست دوم حوت شانزده همین سالروز عروج ملکوتی کبوتر خونین بال شهید راه عدالت رهبر راه آزادی وعزت استاد عبدالعلی مزاری ویارانش برای همه آزادی خواهان وعدالت خواهان تسلیت باد.
درست شانزده سال قبل، بیست ودوم حوت سال 1373 خورشیدی گروه شوم وفاشیست بنام طالب رهبر راه آزادی وعزت وجمله یارانش را به طور فجیعانه ی به شهادت رساندند ومیلینونها انسان آزادی خواه را به سوگ نشاندند.
رسیدن ماه حوت هرسال روی این داغ نمک تازه میپاشد .
ای حوت ! تو این نامرا از کجا بخود گرفتی.
نامی که هر بار یاد آن قلب هزاران انسانهای مظلوم وستمدیده را داغدار میسازد.
نامی که قلب های ملیونها انسان رنج دیده را یکبار دیگر به طپش میارد وداغ آنها را تازه تر میسازد.
نامی که هرسال فرامیرسد گویا آفتاب رنگی دیگری بخود میگیرد.
خصوص روز بست ودومت روزی که شانزده سال پیش آفتاب نمی خواست از افق سر بکشد
وشبش ماه رنگ سیاه به خود گرفته وستارگان از چشمک باز ایستاده بود
اما
ما در انتظار طلوع خورشید بودیم
ولی خورشید رنگ خون بخود گرفته واز افق سرمیکشد وآسمان اشک میگرییست.
ای حوت ! توچه کردی که دربیست ودومین روزت ملیون ها انسان را به سوگ نشاندی
روزی که خون انسان که همیشه فریاد عدالت سرمیداد نقش زمین کردی
روزی که هرگاه فرامیرسد عاشورای دیگری برپا میسازد
روزی که خنجر ظلم فریاد عدالت خواهانه مزاری بزگ را خاموش میسازد
ودیکر کسی نیست که شعار عدالت اجتماعی و وحدت ملی سردهد
ای مزاری بزرگ !
تو جاویدانه ی ؛ هرگز تورا از یاد نخواهیم برد
شعار هایت تا ابد در دل تاریخ زنده خواهد ماند
خون تو در رگ رگ زمان جاریست
دیگر گسی نخواهد بود که جای خالیت را پر کند.
از دیر گاهیست که میخواهم قلم به دست بگیرم ودر باره ات چیزهای بنویسم که تو شایسته ی آنی
وبهترین وزیباترین واژه های فارسی را نیلوفر شقایق روی زمین بسازم وبه پای تو بریزم
اما هر چه می اندیشم باز میبینم تو بالاتر از آنی هستی که در قالب قلم و الفاظ بگنجی .
اگر کسی بخواهد اهداف واندیشه ات را در یک کتاب جمع کند بزرگترین شهنامه انسانیت از آن ساخته خواهد شد. ولی باز هم قلم در رکاب تحلیل آن از جولان باز خواهد ماند .
آی مزاری بزرگ !
ازکجا قصه کنم و از چه بگویم ؟
اینرا بدان که تو در اینراه تنها نیستی.
ازروزی گه تورفتی وبه دست گروه مزدوری بنام طالب جام شهادت نوشیدی تاهنوز هزاران انسانهای بیگناه دیگر نیز راه تورا پیموده است وخواهد پیمود.
مزار ،شمالی ،یکاولنگ و.... مسلخی از انسان ساخته شد
این گروه شوم روزانه دها انسان بیگناه دیگر را راهی دیار شهادت میکند.
دیگر کسی نیست که فریاد عدالت سردهد .
آی مزاری بزرگ !
بیا در این کشور یکبار کربلای دیگرر ا به نظاره بنشین ؛ فلمی دیگری را تماشا کن .
انسانهای وحشی با انفجار خود .
هر روز دها مادر را درسوگ پسر
و دها پسر را در سوگ پدر
ودها خواهر را به سوگ برادر
ودها ....
را به سوگ عزیزان شان مینشاند.
دیگر نیست حنجره که فریاد تورا سردهد ؛ ونیست کسی که راه توراه ادامه دهد.
روحت شاد ویادت گرامی باد .
نوشته ی مسئول وبلاگ: هادی برهانی
21حوت 1389
بنام خداوند قلم وسخن.