(این نبشته در شماره 4 ماهنامه خرد وتوسعه  نیز به نشر رسیده)

تحول جدید بعد از سقوط نظام فاشیستی طالبان تجربه ی نوینی است برای فراگیری علم ودانش درکشور ورجوع مردم ستم دیده مناطق مرکزی در این راه، که خوشبختانه مردم ما با درک این واقعیت که نبود سواد ودانش مساوی با کوری ونابینایی است، همه مردمِ تشنه ی علم دانش به یکباره گی با فراهم شدن زمینه ی بسیارکم ونامناسب اما با استفاده بسیارمناسب ازاین وضعیت؛ درحال نبودتعمیر ومکان مناسب، درزیرخیمه ها، سایه ی درختان، سایه ی سنگ ها، مساجد ومنابر با حالت کمبود وحتی نبود معلم مسلکی راه مکتب و تعلیم را در پیش کرفته وبا کوشش وتلاش فرزندان سخت کوش مناطق مرکزی به دوراز توجه دولت به وضعیت معارف دراین مناطق، هر سال جوانان ومتعلمین زیادی وارد دانشگاه های کشور میگردد.

ازاینکه ورود به دانشگاه های دولتی دراین سالهای اخیربسیارمشکل شده نیازاست تا مکاتب ما با معیارهای استاندارد وزارت معارف کشورعیارشده ودارای معلمین مسلکی چهارده پاس ویا لیسانس باشد؛ گرچه با توجه به پلان وسیستم درسی که فعلا در بسیاری ازمکاتب دولتی تطبیق میگردد، مکاتب که دراطراف وساحات دورترازشهر( درمناطق مرکزی کشور) فعالیت دارد تاهنوز درمقایسه با باقی ولایات کشورنتیجه ی قابل قبول داشته وهرسال درامتحانات سرتاسری کشوربالا ترین نمرات را ازآن خود نموده وبا بالاترین آماروارد دانشگاه های کشورمیگردد. ولی ازاینکه مراکزآموزشی ومکاتب خصوصی نیزدر شهرها به طورگسترده شروع به فعالیت نموده، درآینده رقابت با متعلمین شهرها بعید به نظرمیرسد مگراینکه مکاتب اطراف خود را باسیستم معیاری عیار نموده و به رقابت بپردازد.

با توجه به اینکه زمینه ی کورسهای تقویتی در بیرون ازشهرها کمترمیسراست درکنارآن شاگردان باید مقداری ازوقت خود را به کاروکمک با والدین خود سپری نماید؛ چون وضعیت جوی واقتصادی خانواده ها دربیرون ازشهرها شدیداً ایجاب میکند تا هرمتعلم در کناردرس وتعلیم به کارهای خانه نیزسهیم شود که دراین صورت دست یابی به موفقیت امکان ندارد مگراینکه یک متعلم با یک پلان، برنامه وتقسیم اوقات بسیارمنظم کارها ورسیدن به درس هایش را تنظیم نماید. پلان وتقسیم اوقات کاری درسیستم زندگی هرانسان نقش بسیارمهم را ایفا نموده وانسان را بسوی هدف که دارد گام به گام نزدیک نموده و راه را هموارمیسازد.

تقسیم اوقات با توجه به هدف که انسان دارد ساخته شده وهمانطوری که هدف به گونه کوتاه مدت، میان مدت ودرازمدت برنامه ریزی میشود تقسیم اوقات نیزطبق آن برنامه ریزی شده وبه کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت تقسیم میگردد که انسان آنرا باید نظر به هدف خود دنبال نماید، تقسیم اوقات روزانه درزندگی برای هرفرد به ویژه برای متعلمین ومحصلین که با هدف وآرمان درحرکت است بسیار ضروری میباشد چون اگربا تقسیم اوقات درست وپلان منظم حرکت نکند ممکن یک زمان بامشکل جدی روبرو شود که حل آن در یک مدت زمان کوتاه غیر ممکن میباشد؛ مثلا: یک متعلم هیچ پلان وتقسیم اوقات روزانه ندارد ویا اگردارد هم ناقص است یک رکن اساسی کارش را در تقسیم اوقاتش نگنجانیده درمکتب میرود، به درسها شرکت میکند اما وقتی درخانه میاید مصروف دیگر کارهای خانه میگردد، یک مدت زمان را به تفریح میگذراند، یک مدت زمان را به تماشای تلویزیون ویک مدت زمان رابه انجام کارهای خانگی وبالاخره شب میشود ومیخوابد؛ اما برای تکراردرس، مرور به درس های گذشته ومطالعه ی درس جدید هیچ وقت در نظر نمیگیرد، زمانیکه امتحان فرامیرسد این شخص دست وپاچه شده هرچه کتابها را میخواند ازاینکه درتقسیم اوقات روزانه اش مطالعه ومروری به درسهای گذشته گنجانیده نشده بود وتقسیم اوقاتش ناقص بود لذا این شاگرد چون با تقسیم اوقات درست حرکت نکرده بامشکل جدی روبه روگردیده که حالا قابل حل نیست لذا دردرسهای خود ناکام مانده وبه هدف خود نمیرسد که با این حالت ازدرس کاملا دل سیاه شده و دیگر ادامه برایش مشکل میباشد. ویا یک متعلمی را درنظر میگیریم که تصمیم جدی برای راه یابی به دانشگاه را دارد ازاینکه متقاضی زیاد شده وکسانی میتواند راه پیداکند که با یک هدف درازمدت ازصنوف دوره های ابتدائیه، با پشت کاردایمی، با تقسیم اوقات درست وبامروربه درسهای گذشته وحال، دوره ی مکتب را سپری نماید، اما این شاگرد تنبل، که بدون پلان، برنامه وتقسیم اوقات درست هرسال مکتب را با اخذ نمره کامیابی سپری نموده وبدون مروربه درسهای گذشته، وارد صنف دوازده میشود ازاینکه بعد ازختم صنف دوازده باید به کانکورشرکت کند چون قبلاً درسها وصنوف گذشته را هم مرور نکرده یکدفعه ی با بن بست رو به رو شده ودر این زمان کوتاه هیچ راهی برای آماده گی ندارد لذا از درس و تعلیم خسته شده وبا این حالت راه پیدا کردن به کانکورخیلی مشکل است، این آدم چون با پلان وتقسیم اوقات درست حرکت نکرده تمام اهداف را که در طول دوران مکتب دنبال میکرد، به دست نیاورده، درکانکورهم بی نتیجه مانده وبا ناکامی مواجه شده وخود را دریک سردرگمی کامل پیدا میکند از اینکه اینطورآدم ها اغلباً خود را میبازد وحتی در موارد دیده شده که اینطور آدمها دست به خود کشی زده وبرای همیشه به زندگی خود پایان میبخشد، توصیه ی من دراین گونه موارد اینست که انسان دربسیاری ازموارد درطول زندگی خود به آسانی به هدف خود نمیرسد؛ اولاً باید درطول دوران مکتب بایک هدف وانگیزه ی عالی، پلان منظم وتقسیم اوقات درست حرکت کند ودر نظر داشته باشد که نمرات عالی کانکور سال را باید از آنِ خود کند وبه دانشکده ی دلخواه خود راه پیدا کند اما درصورت که به هدف خود دست نیافت هیچگاه امید خود را ازدست نداده وباردیگر با تصمیم قاطع ترحرکت کند اگر چه بارها بارها با شکست مواجه شود ولی بازهم مقوله ی" بزرگترین پیروزی شکست است"، را شعارخود قرارداده وامید خودرا قطع نکرده و با درس از شکست قبلی باتصمیم قاطع واراده جدی ترراه خود را ادامه داده تا اینکه به هدف خود نایل آید؛ که دراین صورت یعنی پیروزی بعد از شکست بسیار شیرین بوده و ازارزش بالای برخوردارخواهد بود.

با درنظرداشت موارد فوق جلسات والدین ومعلمین وخبرگیری والدین ازمکتب وشریک سازی نظریات همدیگردر رابطه با چگونگی درس وفعالیت شاگرد بسیارمهم میباشد که متاسفانه درکشورما به این مسئله کمترتوجه شده ویا هیچ توجه صورت نمی گیرد، اگر والدین بچه اش را به مکتب میفرستد درحالیکه درخانه بسیارنواقص بچه اش را متوجه میشود اما ازکنارآن به آسانی رد شده وبدون درنظرگرفتن کدام مسئولیت نه خودش درسدد رفع آن می برآید ونه معلمش را درجریان قرارمیدهدکه این کارزیان بس خطرناک در پی خواهد داشت، درنظام تعلیم وتربیه ی مدرن والدین یگانه همکارخوب است برای معلم در پیشرفت یک شاگرد ورفع مشکلات آن که این کار سبب میشود تا معلم با یاری والدین درخانه وکوشش معلم درمکتب نتیجه ی مطلوب را به دست بگیرد.امید است که این امربس مهم درکشورما نهادینه شده تاسبب پیشرفت سریع کشوردر پیمودن نظام تعلیم وتربیه گردد.

محمد هادی "برهانی" 

16 میزان 1392