تاثیرمحیط بالای شخصیت فرد
تاثیرمحــــــــیـط بالای شــــخـصـیت فـــرد
نگاهی به تاریخ بشریت چه دوره های قدیم و یا دوره ی معاصر نشان میدهد که انسان همواره نظر به وضع وحال اجتماع زنده گی میکند. زیرا زنده گی در اجتماع آنقدر برای بشریت اهمیت دارد که خارج از اجتماع زندگی مطلوب برای انسان قابل تصور نیست ؛ تنها زند گی اجتماعی است که انسان را از حالت زندگی حیوانی خارج میسازد؛ وبرای انسان محال است که بدون زند گی در جامعه بتواند خوی و رفتار انسانی را کسب نموده و به مقام ،منزلت و شخصیت انسانی برسد ،چون انسان موجودیست که زاتا و فطرتا اجتماعی خلقت شده است ، انسان در اجتماع است که به بالاترین مقام انسانیت میرسد ؛ و بر عکس ، انسان اگر خود را نشناسد وسبب خلقت خودرا نداند و در اجتماع نا سالم قرار گیرد به پست ترین مرحله ی حیوانیت میرسد که از پست ترین حیوان، پست تر میشود، طوری که هرکس از دیدنش نفرت میبرد . وهم چنین اگر نگاهی به بعد خلقت انسان بیاندازیم می بینیم که انسان موجودی است که مقام خلافت خداوند را در روی زمین دارد ؛ وباخلقت انسان خداوند به خود بارک الله احسن الخالقین میگوید ، ومو جودی است که ملک به او سجده میکند و تا مقام عرش کبریایی عروج میکند ،
بنا بر این میتوان نظریات دانشمندان و جامعه شناسان را تایید کرد که می گویند: اجتماع مقدم بر فرد است. و از این لحاظ زنده گی فرد محصول فعالیت های متقابل از جامعه می باشد.
در این مقاله میخواهم به یک مساله ی مهمی بپردازم که همیشه دربین دانشمندان تعلیم وتربیه وروانشناسان قابل بحث است واسلام هم روی آن تامل وتمرکز عمیق دارد و آن " تاثیر محیط بالای شخصیت فرد است " .
واژه ی شخصیت واژه است که همیشه سرزبان همه مردم است و در اصطلاح عمومی وقتی واژه شخصیت در مورد کسی بکار میرود مثلا گفته شود" فلانی آدم بسیار باشخصیت است" غا لبا درجه کارایی وجازبه ی اجتماعی وی مورد نظر است ؛ گاهی کلمه شخصیت به منظور توصیف بارز ترین ویژگی شخص به کار میرود ؛ ولی روانشناسان در بحث از شخصیت بیش از همه چیز به تفاوتهای فردی و ویژگیهای که یک فرد از افراد دیگر متمایز میسازد توجه دارد .
اما دانشمندان اسلامی از شخصیت چنین تعریف دارد : " تالیفی از خلق وخوها ، باورها ، اعتقادات ، عا دات وملکاتی که به اثر افعال اختیاری انسان حاصل میشود ." این تعریف ما را به دو نکته متوجه میسازد :
1- شخصیت امری کم وبیش ثابت وپایدار است ؛ بنا ءً به رفتار های آنی وزود گذر، جزء شخصیت اطلاق نمیشود .
2- شخصیت ویژگی ، سازمان ومدیریت وچگونگی رفتار ارادی و اختیاری انسان را بیان میکند.
طبق این تعریف خصوصیات که نتیجه رفتار اختیاری انسان نباشد ، خواه محصول عوامل بیرونی ومحیطی باشد ، یا مقتضای عوامل زیستی وژنتیکی باشد مستقیما از مقولات شخصیت نخواهد بود .
امروزه دانشمندان روانشناس درعین اختلاف نظر های که باهم دیگر دارد به دومقوله ی «وراثت » و« محیط» به عنوان دو عامل موثر درشکل گیری و تحول شخصیت، اتحاد نظر دارند ؛ که در ذیل به شرح مختصری این عوامل میپردازیم :
1- وراثت:
یعنی آنچه که آدمی از پدر،مادر واجداد خود گرفته وبه هنگام تولد باخود به دنیا می آورد، آنرا وراثت گوید . در این جای شکی نیست که از هنگام یک جاشدن اسپرم (سلول جنسی نر ) با تخمک (سلول جنسی ماده) در جریان عمل القاح ، نخستین سنگ تهداب شخصیت گذاشته میشود . در هنگام این ترکیب، رشته های باریکی ازهردو سلول درکنار هم قرار میگیرند بنام «کروموزوم» که خود این رشته ها حامل زرات کوچکی هستند بنام ژن که ناقلان اصلی صفات ارثی والدین به فرزندان می باشند.
ژن ها مستقیما رفتار را کنترل نمیکند، بلکه روی دستگاه عصبی اثر گذاشته وآنزیم های را در کنترل دارند که آنها به نوبه ی خود بر فرایند های زیست- شیمیایی ودر نتیجه به رفتارشخص اثر میگذارند. آنزیم ها وهورمون های کنترل کننده شخصیت ورفتار، ترشحات سیستم درون ریز(شامل گروهی از غدد میباشد که موادی بنام هورمون ترشح میدهد ومواد خود رابه طور مستقیم وارد جریان خون میسازد) بر محیط داخلی بدن اثر گذاشته و باعث ایجاد توارث در افراد میگردد.
در مورد اصل نقش وتاثیر وراثت در شخصیت، احادیث وروایات زیادی وجود دارد که از آن جمله حضرت امام علی (ع) در باره ی کسانی که دارای شخصیت معنوی هستند، به جنبه ی ارثی این ویژگی ها اشاره نموده وآنهارا به بذر های تشبیه میکند که خداوند در اختیار آنها قرار داده وسپس نقش عوامل محیطی واراده واختیار افراد رادرشگوفا نمودن این ویژگی ها وتوانایی ها خاطر نشان نموده است و میفرماید "فکانو کتفاضل البذرینتقی، فیؤخذ منه ویلقی، قد میزه التخلیص وهذ به التمحیص" .
در فراز دیگر ازکلمات امیرالمومنین علی (ع) نقش وراثت برشخصیت ، این گونه بیان میشود : حسن اخلاق برهان کرم الاعراق «نیکویی اخلاق، دلیل پاکی و فضیلت ریشه ی خانوادگی است» هم چنین پیامبر گرامی اسلام (ص) :اُنظر فی ای شی ءٍ تضع ولدک فان العرق دساس. « دقت کن که نطفه ی خود را درکجا مستقر میکنی ؛ زیرا خصوصیات از طریق ژن ها به فرزندان منتقل میشود».
وراثت با همه نفوزواهمیت که دارد اکثراَ تحت تاثیرعوامل بیرونی دیگر قرار میگیرد که دچار شدت وضعف میشود ویا حتا دیگرگونی میشود به گونه ی که فردی با زمینه های وراثتی ناسالم میتواند به سلا مت گراید وبرعکس فردی با زمینه ی وراثتی سالم به ناسلامتی واختلال شخصیتی گراید .چنانچه رسول خدا (ص) میفرماید : السعید قد یشقی و الشقی قد یسعد. «گاهی خوشبخت بدبخت میشود وبد بخت به راه خوشبختی گام برمیدارد». به این معنا که اگر انسان تحت تاثیرعوامل بیرونی دیگر قرار گیرد زمینه طوری میشود که تاثیر جدی بالای شخصیت فرد بگذارد وشخصیت فرد را تغییر دهد.
2- محیط:
علی رغم اینکه ویژگیهای ژنتیکی وتوارثی افراد در شکل گیری شخصیت آنها نقش مهمی دارند باید توجه داشت که این ویژگی ها تنها درمحیط مناسب است که میتواند شکل گیری شخصیت را امکان پذیر سازد؛ و محیط بطور کلی شامل دوبخش میگردد :
1- محیط قبل از تولد (محیط داخلی)
2- محیط بعد ازتولد (محیط خارجی)
تاثیرات محیط قبل از تولد:
تحقیقات نشان داده است که محیط قبل از تولد ؛ یعنی درمدت نه ماه بارداری مادر، سن،حالات عاطفی، هیجانی ونوع تغذیه ی مادر، تا ثیرات مهم بالای شخصیت ، سلامت و روان طفل داشته که در ذیل به صورت مختصربه شرح آن میپردازیم .
سن مادر: یکی از عوامل موثر در وضع عمومی جنین سن مادر میباشد ؛ طبق تحقیقات به دست آمده مناسب ترین سنین برای حاملگی سال های بین 20 تا 35 سالگی میباشد ؛ در سنین پایین تر یا بالاتر از سنین ذکر شده معمولا کودکان به دنیا آمده با امراض گوناگونی چون نقص عصبی ، بیماریهای دوران کودکی درسنین پایینتر از 20 سالگی ، و مرض کروموزومی به خصوص سندرم داون، در سنین بالاتر از 35 سالگی د چارمیشوند.
حالات هیجانی وعاطفی مادر: به اساس تحقیقات به دست آمده حالات هیجانی مارد ؛ مانند نفرت ، ترس واضطراب ، در دستگاه عصبی مادر تا ثیر گذاشته وبا عث آزاد شدن بعضی از مواد شیمیایی و وارد شدن آن به جریان خون میشود .تحت شرایط هیجانی ، غدد داخلی نیز، هورمون های مختلفی ترشح میکند که در نتیجه، ترکیبات خون تغییرکرده واز طریق جفت وارد بدن جنین میشود که این تغییرات ممکن است آثار منفی مداوم برای کودک به دنبال داشته باشد .
تغذیه ی مادر:
تغذیه ی کافی ومناسب در دوران بارداری تاثیر مطلوبی در رشد جنین دارد؛ کودکان مادرانی که در دوران بارداری تغذیه ی مناسب دارد سالم تر وشاداب تر هستند نسبت به مادرانی که در این دوران دچارسوء تغذی هستند؛ چنانچه تحقیقات نشان داده است که سوء تغذی طولانی مادر در دوران بارداری باعث میشود تا سلول های مغذی نوزاد 20 درصد کمتر از سلول های مغزی نوزادان عادی باشد . در گونه موارد ظرفیت شخص برای عملکرد فکری در تمام عمر کاهش میابد و چه بسا ممکن است به انواع اختلالات شخصیتی ورفتاری منجر شود .
بنا ءً محیط قبل از تولد تاثیر مهمی بالای شخصیت کودکان دارد ؛ به این صورت که یا زمینه ی تحقق و فعلیت یافتن برخی از توانایی ها واستعداد های بالقوه ی ارثی را تایید وتسهیل میکند ، یابرعکس ، برای آنها مزاهمت ایجاد نموده وباعث عقب ماندگی ذهنی واختلالات جسمی و روانی وی میشود.
تاثیر محیط بعد از تولد:
محیط بعد از تولد که تاثیر بسیار گسترده در شخصیت کودک دارد ؛ این محیط را میتوانیم به دو دسته تقسیم نماییم : یکی محیط طبیعی وجغرافیایی دیگر محیط انسانی واجتماعی که در ذیل به شرح مختصر هرکدام میپردازیم :
1- محیط طبیعی وجغرافیایی: این محیط را که از آن بنام محیط فزیکی یا محیط زیستی نیزیاد میشود مربوط به شرایط جغرافیایی ، آب وهوا ومنابع غذایی میگردد ، هرکدام از آنها میتوانند برروی شخصیت افرادی که به نحوی با آن ها درارتباط هستند ، تاثیر بگذارد . این افراد که درکدام یک از مناطق کره زمین ؛ منطقه ی گرم سیر ، سرد سیریامعتدل تولد ونشو ونما نماید، ویا در دشت وصحرا ، ویا درکوه پایه ها ومناطق کوهستانی ، در روستا ها ودهات ویا درشهر ها و.... زندگی کنند ، همه در چگونگی رنگ وشکل بدن و ویژگیهای خلقی و روانی افراد تاثیر به سزا دارد . مردمی که درمناطق آب و هوای گرم زندگی میکنند ، به مراتب از مردمی که درآب وهوای معتدل وسرد زندگی میکنند، با انگیزه ترند .افرادی که در مناطق کوهستانی زندگی میکنند ، با غریبه ها کمتر انس میگیرند ، در حالیکه افرادی مناطق جلگه یی روابط اجتماعی بهتری دارند . هم چنین تحقیقات نشان داده است در مناطقی که تغییرات فصلی و تغییرات دمایی نیز صورت میگیرد ، اعمال خصمانه و پرخاشگرانه در فصل گرم تابستان بیشتر از فصل زمستان است . ویا افرادی که در مناطق کویر وکم آب زندگی میکنند نسبت به افرادی که منابع آبی فراوان در اختیار دارند افراط وزیاده روی در رفتار آنها دیده میشود .
2- محیط انسانی واجتماعی : قسمت عمده ومهمی که تاثیربیشتر بالای شخصیت افراد میگذارد محیط انسانی واجتماعی پیچیده ی است که به وسیله ی تعامل وارتباط افراد دیگر ایجاد میگردد ؛ مثل خانواده ، دوستان هم کوچه ی ، مکتب ، نهاد های آموزشی، گروه همسالان ، جامعه ، فرهنگ، مذهب ، وسایل ارتباط جمعی(تلویزیون ، رادیو،ماهواره ، سینما ، انترنت،مطبوعات و....) ، محل کار ، مؤسسات ،انجمنها ،محافل مذهبی، علمی، هنری وسیاسی، احزاب ، سیستم های تعلیم وتربیت ، والگوهای فرهنگی است که هرکدام اینها به نوعی تاثیرات عمده بالای شخصیت افراد میگذارد که از این جمله خانواده از اهمیت بیشتر برخوردار است . برای روشن شدن خوبتراین مطلب در ذیل به توضیح بعضی محیط های اجتماعی که تاثیر بیشتر بالای شخصیت افراد دارد ، می پردازیم .
تاثیر خانواده بالای شخصیت کودک ونوجوان:
نقش والدین در خانواده محوری ومرکزی است و میتوانیم والدین رادر جنبه های اخلاقی ، عاطفی ومعنوی « معماران شخصیت » لقب دهیم؛ چگونگی روابط والدین اثرات تعیین کننده در روابط فرزندان با آنان وروابط فرزندان با یکدیگر وروابط فرزندان دراجتماع میباشد. به عبارت صریحتر میتوانیم بگوییم که کودکان وفرزندان یک خانواده نمایندگی از شخصیت وچگونگی والدین و خانواده ی خود میکند . محیط خانواده از قبیل سرشار بودن از محبت وصمیمیت بین والدین وتوجه به نیازهای عاطفی وروانی فرزندان وبرعکس محیط فاقد محبت وصمیمیت و محیط سرد وبی عاطفگی و همچنین عوامل اقتصادی و توجه نشد به نیاز های مادی ومعنوی کودک وچگونگی امرو نهی در امورات زندگی تاثیرات مهم در شخصیت کودکان دارد. خلاصه هر آنچه درمحیط خانواده میگذرد نخستین وبا دوام ترین آثار را در روحیه وشخصیت کودک به جا میگذارد.
در خانواده های که اهداف ارزشمند ومعنوی حاکمیت دارد وتوجه به دستورات وتوصیه های تربیتی وروان شناختی درشکل بندی منظومه های ارتباطی والدین وفرزندان رعایت میشود ، زمینه ی سلامت روان ورشد شخصیت به هنجار فرزندان فراهم میشود وحتی موجب میشود که ساختمان زیستی کودک نیز متعادل و به هنجار رشد کند . درصورت که محیط خانواده نامناسب ونامطلوب باشد ، کودک تعادل زیستی وروانی خودرا ازدست میدهد وبسا ممکن است به انواع اختلا لات روانی وشخصیتی واخلاقی مبتلا گردد.
در هردو زمینه بهترین مثال تجربه ها ومطالعاتی است که بالای تعدادی زیادی از فرزند خواندگی ها ودوقلو ها صورت گرفته و از طرف همه دانشمندان روانشناس تایید گردیده است.
تاثیر مکتب ونهاد های آموزشی:
بعد از خانواده دومین گامی که کودک در اجتماع میگذارد مکتب ومحیط های آموزشی میباشد . که خود یک محیط جدید وکاملا تاثیر گذار بالای شخصیت کودک است ؛ دراین مرحله کودک زیاد ترین تقلید را از آموزگاران خود میکند وتنها آموزگار است که همه ی روان شاگردان را اعم ازحرکات ، سکنات ، طرز برخورد ، سخن گفتن ، لباس پوشیدن و.... به خود جلب نموده ودر عمق روان وشخصیت آنها جا میگیرد. ودر کنار آموزگاران همصنفیان وهم سن وسالان نیز تا ثیر مهم درشخصیت کودک میگذارد که در این زمینه باز هم آموزگار است که به تمام حرکات ورفتارشاگردان توجه نموده وشاگردان که دارای ضعف تربیتی میباشد به راه درست هدایت نموده تا باعث ضعف یا آلوده شدن شخصیت دیگر شاگردان نشود .
تاثیر وسایل ارتباط جمعی:
رسانه های همگانی مانند ؛ تلویزیون ، رادیو، ماهواره ، سینما ، انترنت، مطبوعات و.... در حال حاضر بیش از هرزمان دیگر درساخت الگو های شخصیتی افراد نقش دارد .
رسانه های همگانی به عنوان بازگو کننده ی جریان فرهنگی یک کشور واشکال متفاوت رفتارها ، هنجارها و الگوها خلق میشوند وتوسعه میابد . افراد جامعه دررفتار ، شیوه های ارتباطی ، سبک ها، نحوه لباس ، آرایش ، هنجارها وارزشها از الگوهای تقلید وپیروی میکنند که در رسانه های گروهی به ویژه صدا وسیما نشر وتبلیغ میشود.
بیشترین تاثیر را تلویزیون بالای شخصیت کودک میگذارد خصوص از سن 3 تا 8 سالگی یعنی زمانی که پایه های اساسی شخصیت فرد شکل میگیرد. دراین زمان ممکن والدین متوجه این تاثیرنباشد حتا بالای خود شان چون دریک کشوربرنامه های که از تلویزیون نشر میشود ممکن برای شان شکل عادی را به خود گرفته باشد وبه فکر این باشد که هیچ تاثیر بالای شخصیت شان نمیگذارد؛ ولی این غیر ممکن است، درمرور زمان، حتما کم وبیش به صورت نا خود آگاه بالای شخصیت شان تاثیر میگذارد .
اما درکودکان چون زهن شان مانند زمینی است که آماده ی زرع است ، هرتخمی را که درآن بپاشی میروید . کودکان با دیدن برنامه های تلویزیونی آنچه که دراو جریان میابد همه اش در زهن کودکان حک گردیده وسرمشق زندگی شان میگردد. ممکن برنامه های باشد که مخالف با عقاید والدین باشد و والدین اوبرنامه هارا نبیند اما بیخبرازاینکه فرزندانش او برنامه ها را دوست دارد و درغیاب والدین تماشا میکند . پس بنا براین برای والدین لازم است که توجه جدی در مورد رسانه ها خصوص تلویزیون داشته باشد .
محیط معاشرت با دوستان:
دانشمندان روان شناس معتقدند که معاشرت با دوستان در در تمام دوره های زندگی بر شخصیت انسان تاثیر گذار است .آدمی بسیاری از خلق وخوهای خود رااز رهگذر معاشرت با دوستان وقرار گرفتن در ارتباط با آنها کسب میکند. آنهمه تاکید که در آیات وروایات و همچنین توسط مربیان اخلاق ومتخصصان امور تربیتی در خصوص انتخاب دوست خوب و گزینش معاشران با فضیلت شده ، ناظر به اهمیت این مطلب است .
رسول گرامی اسلام (ص) میفرماید: المرء علی دین خلیله «انسان بر دین دوست خود است».
همچنین حضرت علی (ع) در مورد آسیب پذیری دوستان نا اهل بر شخصیت انسان چنین میفرماید : مجالسة اهل الهوی منسآ ة للایمان ومحضرة للشیطان « همنشینی و دوستی با اهل هوا وهوس دور کننده (تضعیف کننده ) ایمان و نزدیک کننده ی شیطان به انسان میباشد ».
این موضوع در ادبیات دری ما نیز انعکاس قابل توجهی یافته است چنانچه مولوی میفرماید :
میرود از سینه ها در سینه ها از ره پنهان صلاح وکینه ها
صحبت صالح ترا صالح کند صحبت طالح ترا طالح کــند
سعدی نیز به تاثیر پذیری معاشرت با بدان ودوستان نا اهل بر شخصیت انسان چنین میفرماید :
پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد
وسعدی در جای دیگر بر شخصیت انسان از منظر دوستانش مینگرد :
تو اول بگو با کیان زیستی پس آنگه بگویم که تو کیستی
پس بنا بر این محیط اجتماعی وانسانی پدیده ایست که بالای هر فرد تا ثیر خودش را میگذارد، چه ذود ویا دیر چه کم ویا بیش به هر صورت شاید کمتر انسانی پیدا شود که متا ثر از محیط انسانی نباشد؛ این در صورت امکان پذیر است که یک اراده ی قوی وپشتیبان معنوی بنام تقوا در او ملکه گردیده باشد چنانچه خداوند نیز یگانه شاخص برتری انسان نسبت به دیگران ، تقوا را قرار داده است ومیفرماید : ان اکرمکم عندالله اتقاکم ؛ نه اینکه برای فراراز تاثیرمحیط انسانی نا سالم ، گوشه نشینی ، عدم احساس مسئو لیت یا راه کوه وبیابان را در پیش گیرد ؛چنانچه سعدی در گلستان به این نکته اشاره دارد :
بدیدم عابدی در کوه وساری قناعت کرده از دنیا به غاری
چرا گفتم به شـهر اندر نیایی که بارو بند از دل برگــشایی
بگفت آنجا پری رویان نغزند چوگِل بسیار شد پیلان بلغزند
اگر چنین باشد که انسان برای تاثیر نگذاشتن محیط اجتماعی وانسانی راه کوه و بیابان را انتخاب کند وغار را مسکن برای خود قرار دهد، این که یک راه معقول وهوشیارانه نیست ؛ بلکه دور از شخصیت انسانی میباشد .
و یا بابا طاهر عریان میگوید:
زدست دیده ودل هردوفریاد هر آنچه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش زفولاد زنم بردیده تا دل گـردد ازاد
درست است آنچه را چشم ببیند دل آنرا یاد میکند؛ اگر راه فرار، ساختن خنجری نیش فولادی وزدن آن به دیده باشد پس باید یک خنجری دیگر برای گوش وخنجر های دیگر برای حواس دیگر نیز آماده کرد . چون آنچه را حواس پنج گانه حس میکند راه فرار از دست دل ندارد ؛ یگانه راهی که میتواند حواس را از قید وبند دل آزاد سازد ،داشتن یک عزم واراده ی قاطع وایستادگی درمقابل خواهشهای نفسانی وپیشه نمودن تقوا ی الهی میباشد.
پس در نتیجه انسان را زمانی باشخصیت گفته میتوانیم که اگر در یک محیط آلوده وغیرسالم قرار گیرد خودرا ، ونه تنها خود بلکه تعداد دیگری انسان های که در مهلکه قرار دارد نجات داده وبسوی سعادت وخوشبختی سوق دهد .
و من الله توفیق
نویسنده : محمد هادی برهانی (مسئول وبلاگ)
منابع:
1- رالف دارندرف، انسان شناسی اجتماعی، ترجمه ی : غلام رضا خدیوی، نشرآگه ، چاپ اول ، 1377.
2- والترجی، استیفان وهمکاران ، روانشناسی اجتماعی، ترجمه ی : احمد رضوانی ، مشهد، آستان قدس رضوی ، 1380.
3- کاپلان، پاول اس، روانشناسی رشد ،ترجمه ی :فیروز بخت ، تهران ،خدمات فرهنگی رسا ، چاپ اول ، 1381.
4- کریمی ، یوسف، روانشناسی شخصیت، نشر ویرایش، چاپ اول، 1374.
5- گراهام، رابرت بی، روانشناسی فیزیولوژیک،ترجمه ی : رجایی وصارمی، انتشارات قدس رضوی، چاپ اول، 1380
6- محمد صادق شجاعی، دید گاه های روانشناختی حضرت آیت الله مصباح یزدی، انتشارت موسسه ی آموزشی وپژوهشی امام خمینی، چاپ دوم، 1386.
بنام خداوند قلم وسخن.