عــــــــــــــــــــــــــــــــــــروج
عــــلـمی،فرهــــــــــــنگی،ســـــــــیـاسی واجـــــــــتـمـاعـی 
قالب وبلاگ

انســــــــــــان مســــــــــئول

(نشر شده در شماره دوم ماهنامه خرد وتوسعه)

عنوان فوق، عنوان بسیار زیبا وتامل برانگیز است، وقتی به این عنوان دقت نماییم، یک باره به خود فرو می رویم و تمام فکر وذهن ما متوجه سوالات گونا گونی میشود، سوالاتی چون : انسان چگونه مو جودیست در روی زمین وسبب خلقت انسان چیست ؟ چرا خداوند به انسان نسبت به دیگر مخلوقات برتری داده و سبب برتری انسان نسبت به دیگر مخلوقات چیست؟ سبب برتری انسان نسبت به انسان دیگر چیست؟ چرا خداوند انسان رامسئول آفریده ؟ میخواهم بطور خلاصه به سوالات مطرح شده جواب ارایه نمایم :

خداوند انسان را یک موجود عاقل ، هوشمند ، متفکر ودانا در روی زمین خلق کرده است وهمه چیز را برای انسان و انسان را برای شناخت خودش خلق نموده، چنانچه خداوند در کتاب خودش به این نکته اشاره دارد و میفرماید :"ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون" که مفسرین و دانشمندان علوم اسلامی "لیعبدون" را به "لیعرفون " تفسیر نموده ؛ یعنی من خلق نکردم جن وانس را مگر برای شناخت؛ و اگر منظور از "لیعبدون" عبادت باشد، عبادت نیز به اعمال گفته میشود که انسان را به خدا وند نزدیک میسازد ، باز هم میتوانیم نزدیکی به خداوند را سبب شناخت بهتر از خداوند محسوب نماییم. واینکه آیا شناخت خداوند به تنهایی راه گشا است برای انسان ؟ درمورد حدیثی است ازپیامبر اسلام که میفرماید "من عرف نفسه فقد عرف ربه " شناخت خداوند وابسته به شناخت خود انسان است، انسان زمانی میتواند خداوند را بشناسد که خود را بشناسد ، خود شناسی، خداشناسی است. بنابراین ما به حیث یک انسان باید ابتدا در جستجوی شناخت خود وبعد از آن به دنبال شناخت خداوند باشیم؛ که این امکان ندارد، مگر با فراگیری علم ودانش، با فراگیری علم ودانش انسان هم قادر به شناخت خود وهم قادر به شناخت خدا وند خواهدبود.

اینکه چرا خداوند انسان را نسبت به دگیر مخقوقات برتری داده ذکر شده ؛ اما سبب برتری انسان نسبت به دیگر مخلوقات چیزی است بنام "عقل یا خرد" که این عقل یا خرد از یک طرف بلای جان است برایش؛ چون انسان را در برابر خودش ، خانواده اش، محیط و جامعه اش مسئول میسازد و انسان باداشتن عقل وخرد، خود را خود به خود مسئول احساس میکند.  واز طرف دیگر یک امتیاز است برای انسان ؛ چون انسان با داشتن عقل وخرد میتواند همه چیز را تسخیر نموده وهمه موجودات را تابع خودساخته واز آنها برای رفاه وآسوده گی خود استفاده نماید.

سبب برتری یک انسان نسبت به انسان دیگر  دو چیز است یکی  تقوا ودیگری علم  چنانچه خداوند صریحا به برتری تقوا وعلم درقرآن اشاره دارد و در مورد کرامت انسان با تقوا میفرماید :ان اکرمکم عندالله اتقاکم . یعنی مکرم ترین شما درنزد خداوند باتقواترین شماست. ودر مورد برتری علم و انسان عالم  برای اینکه مقام علم را برجسته ساخته باشد واهمیت بیشتری به علم داده باشد در قرآن کریمش موضوع را به گونه ی سوال مطرح نموده و میفرماید :هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون. یعنی آیا برابراند کسانی که میدانند با کسانیکه نمی دانند ؟. این دو مقوله ی تقوا وعلم  لازم وملرزوم همند؛ چون اگر علم باشد ، تقوا ویا هیچ شناخت نسبت به خداوند نبا شد چیزی ازآب در می آید مثل بعض مکتبهای زنده دنیا که اصلاً اعتقاد به وجود خداوند ندارد ؛ در دنیا کسانی را داریم  که علمش جهان را تسخیر کرده است وبه بالاترین تکنالوژی روز دنیا دست یافته وتولید میکند اما خالق اصلی هستی و خالق خودش را نمی شناسد. واگر تقوا باشد وعلم نباشد باز انسان به بیراهه خواهد رفت ؛ چون علم ودانش است که انسان را از کج روی ها نجات داده وبه شناخت واقعیت ها نزدیک میسازد .

سبب مسئول بودن انسان عقل وخرد انسان است ، اگر انسان عاری از عقل وخرد باشد نه درک دارد ونه احساس مسئولیت میکند ، نه پیش خدا مسئول است، نه پیش خود و نه پیش باقی انسانها، مثلاً طفل به بلوغ نرسیده، شخص در حالت خواب ویا شخص که درحالت جنون قرارداشته باشد، مسئولیت هیچگاه متوجه او نمیشود؛ چون در حالتی قراردارد که فارغ ازعقل وخرد است. اما وقتی انسان درحال عقل وهوش باشد در برابر خانواده ، محیط وجامعه ی خود مسئول است خصوص در مقابل خانواده و اولاد خود ؛ چون یگانه محیطی که درآن اطفال رشد میکند و تحویل جامعه داده میشود در قدم اول دامن خانواده، در قدم دوم  محیط زنده گی ودر قدم سوم مکتب و مکان های اکادمیک است که اطفال جهت کسب علم ودانش به آنجا برده شده ومدت زیاد وقتش در آن محیط سپری میشود . بنا براین انسان نه تنها در خانواده ی خود بلکه در محیط وجامعه ی خود نیز نظر به قدرت وتوانایی خود مسئول است؛ به قول شاعری که میگوید :اگر بینی که نابینا ه و چاه است    اگر خاموش بنشینی گناه است . این بیت بیانگر مسئولیت انسان است؛ بیانگر مسئولیت انسان در قبال جامعه اش ، در قبال بی عدالتی ها ، نادانی های دیگران ، رفتن کسانی دیگر به طرف منجلاب و بدبختی ها، بیداری جامعه از خواب نادانی، نجات نابینای که بسوی چاه ذلت در حرکت است، نشان دادن راه درست ، گرفتن دست نابینا وهدایت او به راه درست، که این همه امکان ندارد مگر با فراگرفتن علم ودانش وپوشانیدن لباس دانش به تن هر فرد فرد جامعه ، واین هم امکان کمتر دارد مگر با احساس مسئولیت والدین در قبال فرزندان شان واحساس مسئولیت هر فرد جامعه در قبال جامعه اش؛ چون همانطوریکه یک نهال میوه را وقتی دهقان میخواهد تربیه کند تا بار خوب ازش بگیرد؛ این نهال از همان ابتدای که سر از خاک بیرون میکشد تا وقتی که آماده ی بهره برداری میشود، نیاز به مواظبت دقیق وآبیاری درست، نیاز به شاخه بری ، حفاظت از مصاب شدن به امراض و نیاز به محیط سالم وخاک خوب دارد که قابلت رشد در آن وجود داشته باشد؛ و والدین وقتی میخواهد اطفال شان با، بار علم ودانش بار ور شود نیاز به پیمودن راه های سخت ودشوار را دارد تا بتواند یک فرزند صالح را تحویل جامعه نماید و در درون یک جامعه همه افراد آن جامعه مسئول است تا با تمام افراد جا معه دست به دست هم داده، بانهاد های مسئول در جامعه همکاری نموده وزمینه ی شگوفایی  و رشد استعداد هارا فراهم سازد.

محمد هادی برهانی سرطان 1392

[ چهارشنبه 1392/05/30 ] [ 12:15 بعد از ظهر ] [ هادی برهانی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

بنام خداوند قلم وسخن.
محمد هادی برهانی هستم ازولایت رنج دیده ی غزنی باستان؛ زاده شده در یکی ازولسولی های کوهستانی این ولایت بنام ناهور ، ازدوران که من باید به تعلیم وتحصیل اساسی پامیگذاشتم ، چون چتر جنگها وناامنی ها وتوجه نشدن ها به وضعیت فرهنگی وتعلیمی بر بالای ما سایه افگنده بود، نتوانستم به صورت اساسی به تعلیم بپردازم؛ اماباز هم ازجریان تعلیمی آنروزگار که درمدارس وحوزات درس های علمی-دینی جریان داشت استفاده نموده تااینکه خستگی جریان این وضعیت من را ناخود آگاه در سال 1380هـ ش پرتاب به دیار غربت ومهاجرت چون کشور پاکستان واز انجا به ایران نمود، مدتی را در کنارکار برای پیشرفت اقتصاد، در کشور ایران به فرا گرفتن علوم کمپیوتر وزبان انگلیسی پرداختم (گرچه هدف اصلیم ازصفر به ایران فراگرفتن علم وادامه تحصیل بود ولی متاسفانه زمینه برایم فراهم نشد )تا اینکه درسال 1383 چند سالی از سرنگون شدن رژیم سیاه طالبان گذشته بود ودولت انتقالی به ریاست حامد کرزی به وجود آمده بود که تازه فراگیری علم ودانش مانند کودک نوپا در کشور قدم به عرصه ی میدان گذاشته بود ومن هم خود را از کودکان این میدان احساس نموده و از صنف یازدهم مکتب با تحمل وضعیت ناگوار اقتصادی شروع به ادامه تحصیل نموده تا اینکه باسکته گی ها ی در جریان سالهای در سی در سال 1391هـ ش توانستم موفقانه مقطع لیسانس را از دانشگاه تعلیم وتر بیه کابل رشته ی ادبیات به دست بیاورم .
از اینکه من به نویسندگی ونوشته ها ی خوب علاقه ی شدید دارم این وبلاگ را ایجاد نمودم تاباشد اگر نوشته ی خودم داشته باشم برای نگهداری واصلاح آن نوشته هاتوسط دوستان، یا از نوشته ی دوستان وکسانی که خوشم بیاید از طریق این وبلاگ درخدمت دوستان وعلاقه مندان به قلم وقلم دوست قرار داده باشم .
از طرف دیگر وسیله ای باشد برای ارتباط با آنانکه درین راه قدم گذاشته ومیخواهد درین راه گامهای بلندرا بردارد و طبیعی است که این گام ها اگر با هم کاری وهمیاری باشد نتیجه ای بهتر به بار خواهد آورد .
ودر نهایت خواستم پیام های دوستان وخودم را ازین طریق برای آنانکه پیام شنو هستند برسانم .در آخر ازدوستان که میخواهد با ما همکاری نماید صمیمانه خواهشمندم تا نظرات مقالات ونوشته های خود را از ما دریغ ندارند .
آدرس برقی :hadi.borhani2010@gmail.com
محمد هادی برهانی مسئول وبلاگ.
30سرطان 1392 کابل،افغانستان.
امکانات وب
  • آی سی پی ام دی
  • ستاره های نوجوان